تفکر قالبی (منابع انسانی)تفکر قالبی (منابع انسانی)
امروز سوار یه تاکسی شدم صد متر جلو تر یه خانمی کنار خیابون ایستاده بود راننده ی تاکسی بوق زد و خانم رو سوار کرد چند ثانیه گذشت راننده تاکسی : چقدر رنگ رژتون قشنگه خانم مسافر: ممنون راننده تاکسی : لباتون رو برجسته کرده خانم مسافر سایه بون جلوی صندلی راننده رو داد پایین و لباشو رو به آینه غنچه کرد و گفت واقعاً؟؟! راننده تاکسی خندید با دست راست، دست چپ خانم مسافر رو گرفت و نگاه کرد! راننده تاکسی: با رنگ لاکتون ست کردین؟! واقعا که با سلیقه این
برچسب:
نویسنده: کیانوش احمدپور